امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

من و امیر علی و باباش

حلال زاده به داییش میره؟

سلام گل پسرم تازه گی ها خیلی به این که چه شکلی هستی فکر میکنم و بابایی تمام این 8 ماه رو گفته خدا کنه شبیه داییش باشه!! این عکس هفت ماهگی دایی جونه البته مربوط به اردیبهشت 75 میشه الان دیگه دایی جون برا خودش مردی شده!!!   ...
12 مرداد 1391

برای امیر علی صبورم...

برای دل تنگی های گاه گاهت بمیرمم... عزیز دل مادر این روزها من همه اش از خودم گفتم و فراموش کردم تو آنجا سخت تر از من روز میگذرانی... بیشتر از من دل تنگ دیداری تنهاتری از من و بیشتر از من میترسی از این که بعدش چه میشود... برای بی قراری های لحضه به لحظه ات بمیرم سخت است جان مادر برای تو سخت تر است خوب میدانم !تنگ است ، تاریک، تکراری، خسته ای خوب میدانم عزیزکم خوب میدانم...
7 مرداد 1391

فرشته ها می آیند ... همین روزهای نزدیک...

صدای بهم خوردن بال معصوم فرشته ها می آید و این یعنی آمدن تو نزدیک است! دنیا برایت محیاست خوب میدانم چیز زیادی به آمدنت نمانده و این حس غریبی به من میدهد ... دو دلم ! میترسم! نگرانم! غم دارم! شادم گاهی هم دلم غنج می رود این روزها را که می گذرانم...  نکند جان مادر اشتباه بوده باشد... نکند دنیا بیایی و دوست نداشته باشی دنیای مارا؟ نکند عزیز مادر نتوانم باشم آنکه باید؟! وای نه !!نکند روزی بگویی چرا مرا دنیا آورده ای!!!... خواهی نخوای دیگر از اختیار من و تو خارج است... از همان ابتدا هم مختار نبودیم به بودن و نبودنمان... دنیاست سخت است اما شیرینی هایی هم دارد... دنیاست گاهی میان مشتت جا میگیرد و گاهی گم میشوی در هیاهویش... دنیاست مرد کوچک من ...
1 مرداد 1391

هفته 32 یا هفته 33؟؟

سلام عزیز مامان خوبی نفسم؟ دیروز با خاله جون رفتیم سونو شکر خدا نینی های خاله هر دو سالم بودن!! خیلی خوشحال شدم... و اما دکتر یه خبر بد به من داد اینکه شما وضعیتت 180 درجه تغییر کرده و الان (بریج) با پا هستی تو دل مامانی ! شوکه شدم چون بار قبل دقیقا برعکس بود اگر اینطور باشه نمیتونم تو رو طبیعی دنیا بیارم و یه چیز دیگه سن شما تو سونو دیرو33 هفته و 5 روز بود در حالی که با حسابی که من دارم باید 32 هفته 5 رو می بودی! گیج شدم نمیدونم کدوم یکی رو باید باور کنم... دیشب دلم خیلی درد میکرد مامانی تا سحری نخوابیدم و هی آه و ناله کردم کم کمک داره خیلی سخت تر و سخت تر میشه و من این روز ها زانو درد های شدید و دل درهای مکرر خسته ام کرده... عزیز دل ماما...
1 مرداد 1391
1